محمد امینمحمد امین، تا این لحظه: 12 سال و 1 ماه و 6 روز سن داره

محمد امین

نمایشگاه قرآن

سلام عزیزم! پنج شنبه رفتیم نمیایشگاه قرآن ...... عکساشو بعدا میذارم... قبل از اینکه راه بیفتی مامانت میگفت کیفتو برداشته بودی و هی ب ساعت نگاه میکردی و میگفتی مامان بریم دیر شد....... بعد ک رسیدیم هی میگفتی مامان زوده............. به باباتم میگفتی بابا رسیدیم نرو.......... وقتی گذاشتیمت تو کالسکه کلی غر زدی ک میخوای خودت راه بیای ..باباتم از کالسکه اوردتت بیرون .. بعد گیر دادی ک باید خودت کالسکتو بیاری ......... اصن ی وضعی خاله ... با دستای کوچولوت کالسکتو هل میدادی ........... ملت کلی شاد شدن همه میگفتن نگاه کن داره خودش کالسکشو راه میبره.......... بعدم خسته ک میشدی میگفتی آله بقل.......... منم بقلت میکرد...
21 تير 1393

لادن طلایی

سلام خاله ! تازگیا یاد گرفتی عین تبلیغ لادن طلایی میگی:مامان  دوستت دارم........... تازه، آله دوستت دارم هم میگیا قربونت برم پشت تلفن بهم میگی :عسل منی.......... عاشق این مبلی میری روشو بعد میگی باااااالا آله بپرم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ فدای آله گفتنت بشم من   چند هفته ایه ک کچل کردی ........ میگی: کچل....... بعد میری جلو آیینه و میگی:محمد امین کو؟؟؟؟؟؟؟ ...
18 تير 1393

شیرین کاری1

سلام !   چند روز پیش درگیر تغییر دکوراسون بعد کنکور بودم .مامانتم داشت بهم کمک میکرد شماهم ک تو اون شلوغی اتاقم فقط شارژر موبایل و رابط کامپیوتر و هنسفری و شارژر لب تابو میدیدی من موندم چجوری پیدا میکردی اونارو..... فلشی ک خودم چند وقت دنبالش بودم رو برام پیدا کردی قربونت برم ....... بعد کتابخونمو ک جا بجا کردیم سریع رفتی ی دستمال از مامانی گرفتی اومدی شروع کردی به تمیز کردن کمد ... این قدرم خوب تمیز میکردی ک انگار چند سال این کاره ای !!!!!!!!!!!!!!!!!! مامانت میگه کار هرروزته ک تو اشپزخونه گاز و لباسشوییی رو باید تمیز کنی...... به تمیزی خیلی اهمیت میدی خاله ...... شکلات ک میخوری سریع کاغذشو میندازی تو سط...
16 تير 1393

شیرین زبونی 1

سلام خاله روز به روز شیرین زبون تر میشی و روز ب روز دل خاله بیشر برات تنگ میشه عزیز دلم..... زنگ میزنی خونه ما من اگ خونه نباشم به مامانی میگی :مونی  آله مرجیه ،محمد امین ،سلام یعنی مامانی گوشی رو بده خاله مرضیه میخام بهش سلام کنم........ تلفنی ک باهات صحبت میکنم خسته ک میشی میگی :گوشی مامان..... تو خیابون هر کی رو میبینی میگی :سلام اوبی؟؟(یعنی خوبی؟؟)چ خبر؟؟؟ وقتی میای خونمون محکم خودتو میندازی تو بقلم و میگی :آله یه  دونیا دوست... یعنی خاله ی دنیا دوست دارم.بعدشم محکم بوسم  میکنی بهت میگم خاله دستم اوف شده ... میگی :جان جان جان بعدشم بوس میکنی دستمو ک زود خوب شه قربون این عقلت برم من بعضی وقت...
15 تير 1393

ابیانه

سلام خاله جونم.... شما عید امسال رفتی ابیانه ...... کلی هم بهت خوش گذشته بود .... اینم عکسایی که با لباس محلی اونجا انداخته بودی عزیزم....       ...
11 تير 1393

اولین پست بعد کنکور....

سلام خاله.... بالاخره کنکورمو دادم....... شب قبلش زنگ زدم بهت میگم محمدامین؟؟؟ میگی:بله جانم... میگم:برا خاله دعا میکنی؟؟؟ میگی :آمین... قربون شیرین زبونیات برم من.... خاله از اونجایی که همه عکسایی ک برات ارشیو کرده بودم حذف شده.... فعلن مجبورم عکسای قبلتو ک چندتا دونه هم بیشتر نیست بزارم تا مامانت عکساتو ب دستم برسونه عزیز دلم: شهریور پارسال . تولد مامانت که رفته بودیم بیرون: با بابایی رفتی آب بازی: خاله کیک رو از طرف شما دادیم به مامانت: آخرش هم شما رفتی تو جعبه کیک:       ...
10 تير 1393
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به محمد امین می باشد